گاهی وقتها که حال آدم خوب نیست دلش میخواهد با یک نفر صحبت کند(بر خلاف بعضی وقتها که حال آدم خیلی بد است و دیگر دلش نمیخواهد با هیچ کس صحبت کند) گاهی یا کسی را پیدا نمی کنی که با او صحبت کنی و یا صحبت کردن با یک نفر مشکلت را حل نمیکند. از وبلاگ به جای روان درمان استفاده کردن کار جدیدی نیست ومن هم به دنبال کار جدید کردن نیستم. من احساس میکنم کلا به دنبال چیز خاصی نیستم. حوصله بحثهای اخلاقی راهم ندارم که مثلا دیگران چه گناهی کرده اند که باید زمانشان را صرف خواندن مسائلی کنند که حالشان را بهتر نمیکند هیچ، شاید بدتر هم بکند(خوب مجبور که نیستند). فعلاً تا اطلاع ثانوی خداحافظ.
از همان چیزهای با کلاس که مردم پایین نوشته هایشان مینویسند و اسمش را هم گاهی پ ن و گاهی چیزهای دیگر می گذارند: حالم که بهتر شد یا این وبلاگ را حذف میکنم یا دستی به سر و رویش میکشم و قسمت پیوندهایش را هم راه میاندازم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر